حقیقت ایمان:

ایمان شامل اعتقاد و عمل میباشد:

پس اعتقاد تنها در مقبولیت ایمان کافی نیست، چون به روایت قرآن ابلیس نیز به خدا اعتقاد داشت، قرآن از زبان وی چنین نقل می­کند.

ص: 79 «قَالَ رَبِّ فانظرنی اِلی یَومِ یُبعثون»

گفت: «پروردگارا پس مرا تا روزی که بر انگیخته می­شوند مهلت ده»

نوت: پس عقیدۀ عوام بر اینکه «خداوند شیطان را بر ما گماشته است» بی­اساس است شیطان خودش به گمراه نمودن انسان­های سست عزم وضعیت الایمان و بی­اراده تصمیم گرفته بود.

سورة الحشر آیه 16 کمثل الشیطان اذقال لِلانسانِ اکفرمثال قرآنی: همانند شیطان که به آدمی گفت: کافر شو چون کافر شد، گفت: من از تو بیزارم.

الحج: 3«وَ مِنَ الناس مَن یُجدِلُ فی­الله بغیر علم وَ یَتبِعُ کل شیطنٍ مّرَیر»

ترجمه: «بعضی از مردم، بی­هیچ دانشی دربارۀ خدا مجادله می­کنند و از هر شیطان سرکشی پیروی می­کنند.»تفصیل و نظریات جاهلانه دربارۀ آیات کلام­الله مجید مردود خوانده شده است:

المؤمنون : 8  و من الناس من یُجادل فی­الله بغیر علم

«و از میان مردم کسانی که دربارۀ خدا بدون هیچ دانشی و بی­هیچ رهنمود به مجادله می­پردازد، فقط بر مبنای رای و هوا مجادله میان تهی و بی اساس را دوام می­دهد.»

اعلی 10 و 11«و البته آن­هاییکه خدا ترس باشند به قرآن و نصایح تو (ای محمد (ص)) عمل خواهند کرد. اما فرد جاهل نیگون بخت از قرآن و نصیحت گریزان است»

النحل: 25- لیحملو او زارهم کاملتاً یوم القیامت و من اوزار الذین الخ«کسانیکه موجب گمراهی دیگران­را فراهم آورده­اند افزون بر بار سنگین گناهان خود مقدار بار گناه گمراه شده­گان­را نیز بر دوش می­کشندوسنت خداوند بدان رفته که ظالم را مهلت می­دهد ولی هرگز فراموش نخواهد کرد.

«و کسیکه ستمگاری را بخشد و با دشمن خود مصالحه کند خداوند به دو پاداش عظیم را اعطاء می­فرماید.»

اسراء: 29ولا تجعل یدک مغلولتاً الی عنقک ولا تبسطها کل البسط «نه دستت را به گردن بسته­بدار و نه آنرا کشاده بدار و باددستی مکن»

النازعات :30 و 31  ولارض بَعدَ ذالکَ دحها اخرج مِنهاَماءَ هاومرعها

قرآن داستان شیرین، جزاب و حیرت­انگیز راجع به خلقت زمین با فصاحت اعجاب آمیز را چنین نقل می­کند:بعد از اینکه شب و روز در آن تحقق یافت کره زمین شکل و شبه تخم مرغ را به خود گرفت آیه­های فوق گویای این واقعیت است که بعد از آن آب و سپس نباتات در آن ظهور یافت.»

قرآن مدت یک­روز را به مقیاس یک­هزار سال و در جای دیگر آن­را پنجاه­هزار سال دنیائیکه ما در آن زنده­گی می­کنیم مقرر داشته است.

السجده: 5 فی یومٍ کان مقدارهُ الفَ سنتهٍ ط

«سپس در روزیکه مقدارش پنجاه­هزار سال است» «این روز محشر است»

 زمر: 9 - قل هل یستوی­الذین یعلمون والذین لایعلمون ط

«بگو ای پیامبر آیا کسانیکه می­دانند و علم و دانش دارند با کسانیکه نمی­دانند برابراند؟»

قرآن به علما ودانشمندان اهمیت وارزش قابل قدر داده است.

خداوند کریم در کلام خود راجع به مردمان بی نماز، غیبت چی و مردمانی که اموال شانرا می اندوختند به غربا و یتیمان صدقه و خیرات نمیدادند چنین ارشاد می­فرماید:

 المدثر: 40- 44  فی جنّتٍ یتساءَ لون عَنِ المجرمین الخ«بهشتیان که در ناز و تنعم­اند از یکدیگر حال مجرمانرا که در دوزخ­اند می­پرسند: چه چیز شما را به دوزخ کشاند که عذاب آنرا می­چشید؟ دوزخیان می­گوید: در دنیا از زمرۀ نماز گزاران نبودیم و برای بی­نوایان غذا نمی­دادیم و ما همیشه مصروف غیبت و عیب جوئی مردمان بودیم.»

تبصره: اکثری مردمان به تعریف میان تهی و یا مداحی ولو آن صفت تعریف شده در شأن شان نیست خورسند می­گردند خداوند متعال در کلام خود دربارۀ آن­ها چنین ارشاد می­فرماید.

اَل: عمران 188- وَ یُحِبّونَ اَن یُحمدوا و بِمَالَم یَفعَل ط

«بنده­گانی اند که دوست دارند که ایشانرا ستایند به چیزیکه نکرده­اند.»

خداوند دانا و قدرتمند مردمان سودخوار را تقبیح نموده در کلام خود چنین ارشاد میفرماید.

بقره:275 الَّذینَ یأ کِلون الرِبوالا یقومون اِلا کما یقومُ الذی یتخبطُهُ الشیطان مِن المس

«مردمان سودخوار از قبرهایشان مانند دیوانه بر می­خیزند طوریکه ابلیس او را دیوانه کرده باشد.»متوجه شوید که اعضای فامیلیتان شما را از یاد خداوند غافل می­سازد!

 تغابن: 14 یاایهاالذین آمنوااِنَ من ازواجکُم و اولادکم عَدُوالَکُم الخ

ای مؤمنان! بعضی ازهمسران واولاد شمادشمنان شما هستند و از اطاعت خداوند بازتان میدارند از پذیرش حرف­های آنان برحذر باشید.

 تغابن: 15 اِنَما اَموالُکم و اولادکم فِتنه ط

خداوند اموال و اولاد را وسیله آزمون بند­گانش قرا داده است.

 تبصره ارتباط بر آیۀ 14 سوره تغابن خداوند در کلام مبارکش چنین ارشاد می­فرماید:

انعام:116  وَ اِن تَطع اکثرمِن فی­لارضِ یُضِلوک عن سبیل الله

اگر از اکثریت ساکنان زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه خواهند ساخت.

« و قلیلٌ مِن عِبادِی الشکور» سوره سبا آیه 13 - و اندکی از بنده­گانم سپاس­گذارند . «والله غنیٌ حمید»

خداوند از بنده­گانش بی­نیاز است و ذات و صفاتش ستوده شده است.

ترجمۀ بعضی کلمات قرآنی :

تغابن – زیان مند..

غبن – بمعنی گرفتن چیزی به قیمت نازل « صفوة التفاسیر »

مغبون - کسی است که جای­گاه خود را در بهشت باخته است.

یک تبصره و اظهار نظر:

انسان­ها به طوردایم در طول تاریخ از شنیدن حق و حقیقت روحاً ناراحت شده و میشوند، از همین سبب است که می­گویند: حقیقت تلخ است و سبب آزار و اذیت گوینده، چه پیامبر باشد و چه شخص عادی و یا عالم مهیا می­دارند، و پیامبران را چون ذکریا(ع) یحیی(ع) وغیره را به قتل رسانیدند. و حضرت نوح(ع)  در ظرف 950 سال پیامبری شان به طور همیش روحاً و جسماً اذیت می­کردند.

خداوند درین باره در کلامش چنین ارشاد می­فرماید:

 احقاف :  35 فاصبر کما صَبَرأ اُلُواألعزم مِن الرُسُل الخ ترجمه: «ای محمد به گونۀ پیامبران نام­ آور در برابر آزار و اذیت مشرکین شکیبائی کن و پیامبران اولالعزم عبارت اند از: نوح(ع) ، ابراهیم(ع) ، موسی(ع) و عیسی(ع) و در خواستن عذاب برای آن­ها شتاب نورز، که به صورت قطع عذاب بر آن­ها آمدنی است.

ق : 12- کذَبت قبلهم قوم نوح و اصحب الرس وثمود.

ترجمه: و صاحبان چاه اینان بقیه از ثمودیان­اند که پیامبر شان را در چاه دفن کردندوکیفرشان را هم دیدند.

 ق: 27 - قال قَرِینُه رَبَنا مآ أطغیته ولکن کانَ فیضلالِ بعید

ترجمه: شیطان همدم او می­گوید: پروردگارا! من او را گمراه نه ساخته­ام، اما به اختیار خود گم­راه شد و بدون اجبار ضلالت را بر هدایت ترجیح داد.

السجده آیه 13- وَلَوشِئنالایتنا کُل نَفس هُداها الخ

اگر می­خواستیم تمام مردمان را هدایت نصیب می­کردیم ولی این کار منافی با حکمت ماست، زیرا میخواهیم آنان به گونۀ اختیاری ایمان بیاورند نه به گونۀ اجباری.

مؤمنون : 115 - اَفَحِسبتُم اَنَما خَلقناکُم عبثاَوانّکم الینالاترجعون

«آیا گمان بردید که ما شما را به گونه چارپایان بی­هوده آفریده­ایم پاداش و کیفری نیست؟ چنان نیست که شما گمان می­کنید، بلکه شما را برای عبادت سپس بازگشت به سرایی سزا و جزا آفریده­ایم»

البقره: 139وَلَنااعملنا ولَکم اعملکم «و نتیجۀ کردار ما از آنما و نتیجه کردار شما از آن شماست»

خداوند بنده گانش را به  تبلیغ دین اسلام هدایت میفرماید:

ال عمران: 104وَ لتکُن مِنکُم اُمتهٌ یَدعُونَ اِلَی الخیر وَیأمُرُونَ باالمَعروف وینهونَ عن المنکرالخ

و بایستی یک گروه از شما به خاطر دعوت به سوی خداوند قیام کند تا مردم را به سوی معروف امر و از منکر باز دارد این گروه رسته­گارانند.

سوره بقره آیۀ 155- وَ لَنبلُوَنَکُم مِن شئِ من الخوفِ والجُوعِ الخ

مسلماً شما را با کمترین بلایی نظیر خوف و گرسنگی تلف شدن قسمتی از مال و دارائی­تان، قسمت از زراعت و میوه­جات امتحان می­کنیم.

 یونس : 99- مگر قوم یونس هنگامیکه از کفر توبه کردند و ایمان آوردند عذاب خوار کننده­ای را در دنیا از آنان دور کردیم، و هنگامیکه خداوند صداقت ایمان و توبه، آنان را مشاهده نمود عذاب را از آنان دفع کرد، اگر خداوند می­خواست جملگی مردمان ایمان می­آورند، ولی این مخالف حکمت الهی است زیرا خداونداز بنده­گان خودایمان اختیاری رامی­طلبد نه اجباری را.

نوت: قوم یونس یک­صدوبیست هزار نفر بود، و حضرت یونس هشت­صدسال قبل از عیسی مسیح پیامبر بودند.

 القلم : 49  لَولاأن تدارکُم نعمت مِن ربِهِ  الخ  «ای محمد در برابر آزار و اذیت آنان شکیبا باش و در تبلیغ رسالت مداومت بکن و به گونۀ یونس بن متی بیتابی مکن که او از کُفر قومش به خشم آمد، آنان را رها کرد و سوارکشتی شده و نهنگ او را فرو برد بدانگاه که در شکم ماهی قرار داشت با دل پر کینه و اندوه پروردگارش را فرا خواند»

معلومات چندراجع به غزوۀ تبوک:

در مقدمۀ سورۀ توبه که این سوره در سال نهم هجرت در مدینه نازل شده است درین سال غزوۀ روم به وقوع پیوست که دومین غزوات پیامبر بنام غزوۀ تبوک معروف است این غزوه در هنگام اعلام گردید که شدت گرما بیداد می­کرد، و از سوی دیگر موسوم پخته­گی میوه­جات بود بنابرین غزوۀ تبوک آزمون بزرگی برای مؤمنان بود که صداقت و اخلاص آنان را نسبت به دین خدا در بوتۀ آزمایش قرار داده مؤمنان را از منافقان تشخیص می­داد.

چکیدۀ اخلاق در قرآن:

به قلم: علی شیروانی «احساس­های باطنی قلب» ازآیات قرآنکریم مستفاد میگردد، که علاوه بر علم حصولی ادراک حضوری نیز کار دل است و دل آدمی به گونه است که می­تواند چنین ادراک داشته باشد، و اگر ندارد آن دل بیمار و کور است. درین باره خداوند در کلامش چنین ارشاد می­فرمائید.

انجم :12أفتأمرون علی مایراالخ : آنچه را دل دید انکارش نکرد، آیا در آنچه چشمدیده است با او جدال می­کند؟ درین باره سورة حج : 46 که می­فرماید: لا تعمی الابَصارُ ولکن تعمی قلوبُ التی فی الصدور در حقیقت چشم­ها کور نیست لیکن دل­هائی که در سینه­هاست کورند.

درین باره مُطففین : 14- می­فرماید: کلا بل ران علی قلوبِهِم ماکانویکسیبون ط

بعضی دل­ها زنگار می­گیردو جلا و روشنی خود را از دست می­دهد و از این رو نمی­تواند حقایق را چنانکه باید منعکس سازد.

دل اگر سالم باشد حقایق را ادراک می­کند و اگر ادراک نمیکند، به خاطر بیماری­های خاص دل است، به بیان قرآن بر چنین دلهای مهر  و یا قفل زده شده و یا برآن پرده   افکنده شده است  در قرآن تلقی وحی، که ادراکی پیچیده و مرموز است، نیز به قلب نسبت داده شده است جبرئیل امین قرآن را بر قلب پیامبر نازل نمود.

جاثیه : 23 واعراف  101 محمد  24

انعام: 25 توبه  45 و110 -بقره 67 و شعرا 93 و 194

احساس­های باطنی قلب:

ترس: مؤمنین تنها کسانی هستند که هرگاه و یاد از خدا شود دل­های شان میلرزد و می­ترسند. رُعب ، اظطراب ، حسرت ، قساوت، سختی غلظت، نرمی، خشوع ، رأفت و رحمت ، غفلت ، گناه، ذکر، اطمینان (آرامش) ، عمد، (قصد) ، ناله و انابه،  سکینه،  تثبیت ، ایمان ، تقوا ، زیغ (انحراف از حق) ، لهو ، (سرگرمی به امور کم اهمیت)، ابا، انکار حق ، نفاق، جمعیت (تعصب) ، طهارت (پاکی معنوی) ، فزع (هراس) ، آزمون ، سلامت معنوی ، بیماری معنوی.

انفال 2،ال عمران 151،نازعات:8،قصص 10،ال عمران ،156 زمر22، بقره  174،  ومایده 13،ال عمران 159، حدید 27،بقره284،  ق 37،رعد 28، نحل 106،احزاب15، بقره255،ق 33،فتح 4،فرقان 132، هود 12،حجرات 114، مجادله 22، خمج 132، حجرات 3، توبه117،العمران3، زمر 45،تحریم 14، انعام 113،        انساء 3،توبه 8،نحل22، توبه77، فتح  26، احزاب 153،ومائیده 41،سباء  23،حجرات  3،

همۀ این حقایق و واقعیت­های پزشکی و روانشناسی که آیات شریفۀ سوره مبارکه والناس مشتمل و ناطق برآن است. جهت آرامش خاطر و سکینۀ قلبی در آیه چهارم سورۀ مبارکۀ فتح ارشاد می­فرماید: خداوند آن ذات اقدس است که آرامش دل­های را بر دل­های مؤمنان مسلط فرمود و نیز خداوند جهت آرامش قلب مؤمنان سوره توبه آیۀ 26- چنین ارشاد می­فرماید: پس از این آزمون خداوند آرامش الهی را بر پیامبر و مؤمنان نازل فرمود.

موضوع سکینته النفس «در کتاب که توسط دوکتور «لیبهان» انتشار یافته است در آن چنین می­نگارد آرامش قلبی یک بخشش و عطیۀ الهی است که خداوند متعال برای صفیان و برگزیده­گانش ذخیره کرده است زیرا او، هوش و ذکاوت ، صحت و سلامتی و مال و شهرت را به عدۀ کثیری اعطاء می­فرماید، اما سکینۀ نفس آرامش قلبی را به مقدار و اندازۀ معین می­بخشد. راجع به ستاره­گان و پیشرفت علمنجوم برای راه برد و دانش بشر توضیحات در کلامش داده است.

انعام :97 وَ هُوَالذی جَعَلَ لَکُم النجوم  الخ

خداوند ستاره­گان را برای شما آفریده تا درشب­های تاریک سفرتان را در دریا و خشکه صحرا و بیابان بدان رهنمود شوید.

تبصره: فطرت انسانی انسان را فرا می­خواند که احسان کننده را بشناسد و تا آنجا که مقدور است احسان او را پاسخ گوید.

 الرحمن : 60 - هَل جَزاء الاحسان الاالاحسان «آیا پاسخ نیک جز نیکی و احسان دیگر است؟»

خداوند در کلامش راجع به علم و دانش اکیداً هدایت فرموده است:

علمای اسلام میگویند:کلمۀ علم 160- مرتبه در قرآن ذکرگردیده و از 6236 آیه­ای مبارکه 750 آیۀ آن مربوط به جهان و مسائل علمی بوده و سایر آیات دربارۀ تشریع و معاملات و عبادات و تکالیف، توحید، تفکر، و بلاخره قصۀ داستان انبیاء می­باشد.صدها آیات متشابه که گویا حاوی مسائل متنوع علمی به مقدار و میزان کثیر فراوان هم­چون، علم طبیعی و نجوم، فیزیولوژی، گیاه شناسی، جانور شناسی کشاورزی، وراثت روانشناسی، پزشکی و جامعه شناسی و بهداشت، تاریخ، جغرافیه و بالآخره متافزیک به طورنامحدودونامعدود موجوداست، کاپی شده صفحه 45- قرآن خورشید دانش­ها به قلم عبدالرزاق نوفل. پیشرفت فکری در علم و روانشناسی ارائه گردیده و توضیح داده شده است مؤید آنست که خداوند در سورۀ مبارکۀ فلق می­فرماید «بگو پناه می­برم از شر زنان جادوگر و از شر حسودخوران آن­گاه که حسادت­شان بر انگیخته شود و علم پزشکی ثابت کرده است وسواس و توهماتیکه انسان را در قبضۀ اختیارات خود قرار می­دهند سبب عدم آرامش و انزعاج او می­گردد. که نتیجه این انزعاج و عدم آرامش، فراهم کردن زمینه شدید اعصاب است، و زخم معده خفقان قلب و فشار خون و غیره امراض مهلک و خطرناک چیزی جز ثمره و نتیجۀ تشدد و تعصب اعصاب نیست، این است بعضی از شرالوساس که پیشرفت علوم روانشناسی آن را تحلیل و تفسیرکرده است.

یس: 65  الیوم نختِمَ علی افواهِهِم الخ

ترجمه: در آن روز بر دهان کافران و گنه­کاران مهر می­نهیم که از سخن گفتن باز می­مانن. و دست­ها و پاهایشان بر انجام اعمال زشت آنان با ما سخن می­گویند. 

ترجمه: روزی که گواهی دهد بر ایشان، دست­های ایشان و پاهای ایشان به آنچه میکردند.

نوت: انسان طبیعتاً از کرده ناصواب شان انکار می­ورزند.

 مدثر : «وَثِیابَکَ فَطهِر»

راجع به پاکی بدن و جامه است که خداوند به پیامبر اسلام چنین هدایت می­فرماید.

ترجمه: و جامه خویش­را از آلوده­گی­ها پاک­دار، چرا که مسلمان پاکیزه از آلوده­گی­ها به دور می­باشد، ابن زید می­گوید: مشرکان نظافت را رعایت نمی­کرد ازین رو خداوند پیامبرش را دستور فرمود که خود و جامعه­اش را پاکیزه بدارد.

طحه آ: 44 قُولالیناًترجمه:« آنگاه خداوند موسی و هارون را سفارش می­کند که هنگام مواجه به فرعون با او با نرمی و لطافت و غیر آمرانه  سخن بگویند شاید دلش نرم گردد، و پند پذیرد و یا بترسد».

لِهذا انسان فاعل مختار است :

ص: 5- فلمّا زاغدا أزاغ الله قلوبهٌم ط «هنگامیکه از حق منحرف شدند، خداوند دل­هایشان­ را از هدایت منحرف ساخت».

الشورای:52 من نشاءٌ من عبادنا و انک اتهدی الی صراطِ مستَقیم ای پیامبر تو هرکه را دوست­داری نمی­توانی هدایت کنی، لیکن خداست که هر که را بخواهد هدایت می­کند و او به راه یافته­گان داناتر است.

السجده :13 ولوشئنا لاتینا کل نفسی هُدا ها الخ 

«اگر می­خواستیم تمام مردمان را هدایت نصیب می­کردیم ولی این کار منافی با حکمت ماست، زیرا می­خواهیم آنان به گونۀ اختیاری ایمان بیاورند نه به گونه اجباری».

الاعراف 55 – آفریدگار - پروردگار تان را فرو تنانه و خاشعانه در دل شب پنهان بخوانید خداوند کسانی را که در دعاء آواز خود را از حد تجاوز می­کند دوست ندارد.»

«پیامبر(ص) راجع به بلند نداشتن صدا در موقع دعاء فرموده: شما لال و غایب را فرا نمی­خواهید.»

انا خلقناالا نسان من نطفیته مشاجِ نستله فجعلنا هو سمیع البصیرا ط

«ما آدمی را از نطفه آمیخته بیافریدیم تا او را امتحان کنیم و شنوا و بینایش ساختیم، راه را به او نشان دادیم، یا سپاس­گذار باشد یا ناسپاس.»

الشمس: 7-10 و نفس و ماسواها فالهما فجوره­ها و تقواها قدافلح من ذکاها الخ

«و سوگند به نفس و آنکه نیکویش بیافریده سپس بدی­ها و پرهیزگاری­هایش را با او الهام کردیم هرکه درپاکی آنکوشیدرستگارشد و هرکه در پلیدی­اش فرو پوشید ناامید شد.

«اظهار نظر و قیاس­های ساخته وبافته انسان­ها در دین بدعت است. ابن سرین(رض) می­گوید: نخستین کسیکه به قیاس پرداخت ابلیس بود، و هرکه دین را با رأی قیاس کند، خداوند او را با ابلیس هم­نوا می­سازد. این یک تهمت بزرگ و نا بخشودنی است اگر بگوئیم خداوند شیطان را برای گم­راه نمودن ما آفریده است نعوذ باالله».موقعیکه مرگ ابلیس فرا رسید از خداوند مهلت خواست و گفت: تا روز رستاخیز مرا مهلت ده از مرگ خداوند در پاسخ او فرمود.

 الاعراف : 14قال انظرن الایوم یبعثون«تو از زمره مهلت یافته­گان هستی»

الحجر:39قال ربِ بمااغویتنی 

شیطان گفت: «پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه کردی برای آدمی­زاده­گان گناه را می­آرایم و تمامی آنان را از راه هدایت گم­راه می­سازم.»