از صفحه 136 - 141 کتاب انوارالهدایات
ضرب المثلها:
1- از آدم بیکار خدا بی زار
2- خیرلامور اوسطها
3- میانه روی در امور بهتر است
4- نظافت جز ایمان است
5- بز بهپای خود و گوسفند به پای خود آویزان است
6- وَلا تزیرو و از رتاً وِزرَ اُخرا
7- بر ندارد هیچ بردارندۀ بار دیگری را
8- السارِقُ والسارقةُ فقطع اید یهُلما الخ
9- دزدان دست کوته نکنند تا دست شان کوته کُنند
10- دزد بر سر خود پر دارد
11- دزد مباش از هیچکس مترس
12- بار کج به منزل نمی رسد
13- با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی
14- بالق لق سگ دریا مردار نشود
15- آب رفته بجوی باز نیاید
16- آزموده را آزمودن خطاست
17- از بد بترش توبه
18- ارزان بی علت نیست و قیمت بی همت
19- در ففای هر تاریکی دو روشنی است
20- جوینده، یابنده است
21- کوه هر قدر بلند باشد، به سر خود راه دارد
22- صبر تلخ است، ولی بر شیرین دارد
23- حق، نام خداست
24- راستی، رضای خداست
25- راستی، مایۀ سعادت است
26- حقیقت را یا از طفل بپرس، و یا از دیوانه- هر دوی آنان، معصوم اند
27- آفتاب به دو انگشت، پنهان نمی شود
28- آب را نادیده، موزه را از پاه کشیدن خطاست
29- مال خود هوشکن، همسایه را دزد مگیر
30- در بسته، بلا بسته
31- با توکل، زانوی اشتر به بند
32- همیشه، با انصاف باش- انصاف داری، برکت داری
33- عجله، کار شیطان است
34- دیر رسیدن، بهتر است از نارسیدن
40- قطره قطره، دریا شود.
35- بمال و حُسن غره مشو، که آنرا به شبی برند و این را به تبی.
36- سال نیکو، از بهارش پیداست
37- به یک گُل، بهار نشود
38- تنبل را کار فرمودی، نصیحت پدرانه میکند
39- قصاب آشنا می پالد
40- قناعت اولیتر است
41- پای خود به اندازۀ گلیم خود دراز کن
41- چاه کن در چا است
41- بد خواه کسان به مقصد نرسد
42- در به تو میگویم دیوار تو بشنو
43- یک نی صد آسان
44- شتر دیدی؟ – ندیدم
45- اوینی کور دینگیز؟ جوق
46- دروغ مصلحت آمیز بهتر است از راستی فتنه انگیز
47- خانه ها موش دارد، موشها گوش دارد
48- گور بسوزد و دیگ به جوشد
49- واه گور، تنها گور
50- خود مُرده به قربانی حساب؟
51- این جهان کوه است و فعل ما ندا – سوی ما آید ندا اندر ندا
52- یک تیر و دو فاخته
53- هرچه بکاری همان بدروی
54- شکمبه گوشت نمیشه، دشمن دوست نمیشه
55 - اول خویش، باز درویش
56- کبوتر با کبوتر، زاغ با زاغ، کند همجنس با هم همجنس پرواز
57- راز کس، را افشا مکن
58- هرچه بکاری، همان بدروی
59- گندم ز گندم بروید، جو ز جو
60- تو نیکی میکنی، بدجله انداز
61- به کور چراغ، چه بکار
62- به دل تاجکک مرداری نیه صندلی بیئی میله؟
63- دودی ز ما خوری، تو تو به سلا خانه کوی
64- که ته وایی چه زیمه، اوز دوایم چه زیمه، نه ته به یی او نه زه
65- آبروی مؤمن، خون مؤمن است
66- قدر سیب را کسی نداند، قدر باغ را نداند
67- کلهات را بکار انداز
68- با کلاه خود مصلحت کن
69- مرده بدریا می رفت، شلغم می خورد
70- در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
71- خون به خون، شسته نمی شود
72- نیکی را بدی، بدی را سزا؟
73- عذر بدتر از گناه
74- جواب جاهلان، خاموشی
75- از جاهل دوری گزین
76- عشرت امروز به فردا مفگن
77- هم ثواب و هم خرما
78- دوستی و دوری
79- کور خود، بینای مردم
80- از گپ گپ می خیزد، و از گیله جنگ
81- بگیرش، که نگیرید
82- مشک آنست که خود بوید، نه آنکه عطار گوید
83- پستۀ بی مغز دهن باز کند، رسوا شود
84- کاسۀ چینی که صدا می کند، خود صفت خویش ادامی کند
85- تا مرد خفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد
86- روغن که از خانه سرکار ریزد، بدامن بردار
87- گل چاه و سر چاه
88- گاو نمی نالد، و گنی
89- مار به پودینه خوش ندارد، پودینه به دهن خانه مار سبز میکند.
90- مهمان، مهمان را خوش ندارد، صاحب خانه هردو را.
91- مهمان روزی از خود می خورد، گناه میزبان را میبرد.
92- دل بسوزد، از چشم کور آب می رود
93- به شیرین زبانی و لطف و خوشی، توانی که پلی را به موئی کشی
94- نالیدن از دوست، مهر کم می شود
95- بالا اگر تف کنی، بروی خودت می افتد
96- شنیدن کی بود، مانند دیدن
97- کوه به کوه نمی رسد، ولی آدم به آدم می رسد
98- ز جاهل گریزنده چون تیر باش
99- سر همۀ بدیها دروغ گفتن است
100- دروغ گفتن تاریکی ایمان است