انسان فاعل مختار است :

اعراف: 19 ولا تقربا هذه الشجرة فتنکونا من الظالمین

ترجمه : وبه خاطر آزمون شمارا از استفاده از میوۀ آن نهی داشتیم

تبصره : اولین بار پدرمان حضرت آدم (ع )مورد آزمون قرار گرفته است .

ص: 5 فلما زاغوازاغ الله قلو بهم والله لایهدی القوم الطالمین "

هنگامیکه از حق منحرف شدند خداوند دلهای شانرا از هدایت منحرف ساخت ، وخداوند اینگونه مردمان زیانکار را هدایت نمیدهد "

المدثر: 38 کل نفس بما کسبت رهینه ط ترجمه : «هر کس در گرو اعمال خود خواهد بود »

النحل: 9 وعلی الله قصد السبیل ومنها جائر ولو شاء لهداکم اجمعین ط

ترجمه : بعضی به راه راست وبعضی به راه غلط به گمراهی میروند واگر خداوند میخواست تمام شمارا به سوی ایمان هدایت میکرد ولی حکمت الهی اقتضا کرده است ، که برای انسان حق آزادی و انتخاب را بدهد انسان( نبتلهِ ) مفسرین چنین تفسیر میدارند تااو ( انسان ) را باتکالف شرعی و اوامر الهی بیازمایم وببینیم که سپاس گذاری میکنند ویا ناسپاسی .

الملک: 2 لیبو کم أیکم احس عملا ط  «تاشمارا بیازمایم که کدام یک از شما در عمل بهترید »

الحج: 18 خورشید وماه ستاره گان وکوها، درختان وچارپایان در برابرعظمت خداوند سجدۀ تسلیم میبرند .

النور: 46 والله یهدی من یشاء الی طراط مستقیم ط

وخداند هرکس از بندگانش را بخواهد به سوی راه راست که دین اسلام است هدایت می فرماید :

اسراء: 97 ومن یضلل فلن تجد لهم الخ

ترجمه : وکسانی راکه خداوند به سبب اختیار زشت شان از راه حق گمراه بسازد هرگز برای آنان مددگارانی نخواهی یافت .

حقانیت قرآن که دلیل به حقانیت خداوند دارد ، مانند خلقت آسمانها و زمین، خورشید وماه ستارگان ودرعجایب قدرت خداوند درخلقت خود انسان است ، بگونه مثال بول و غائطه انسان از یک راه میخورد و مینوشد اما از دو راه بیرون می آید ، چشم انسان که از قطره آب تشکیل یافته که بوسیله آن از زمین به آسمان که پنجصد سال منزل است می بیند وباگوش خود صوت های متفاوت را از هم تشخیص میکند .

 الکهف : 29 «فمن شاءَ فلیوُ من و من شاءَ فلیکُفرُ«بنابرین اکراه و اجباری وجود ندارد و انسان دارای اختیار میباشد کسی بخواهد ایمان آرد و کسی بخواهد کافر و ناسپاس باشد».

هود: 9 « و اگر ما انسان را به لطف و مرحمتی از جانب خود برخوردار سازیم و سپس آنرا از وی باز ستانیم او مسلماً از شدت نومیدی به کفر گوئی میپردازد.»و اگر بعد از رنجی­که به او رسیده به او نعمت عطا فرمائیم آنرا از جانب خود و یا امر تصادفی می­داند.»

هود : 11 «و به تحقیق ما به موسی کتاب آسمانی دادیم سپس در آن اختلاف پیش آمد و اگر حکم مهلت و تأخیر در عذاب از جانب آفریده­گار پروردگارت پیش از آن تقدیر شده بود کارشان خاتمه مییافت.»

مراجعه شود به سورة الکهف آیه 29- فمن شاءَ فلیمؤمن و من شاءَ فلیکفُور ط «اگر می­خواهید مؤمین باشید و اگر می­خواهید کافر باشید.»

هرکاری که انسان بکند نتیجه­اش به خود او میر­سد:

الانعام : 17 « اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده­اید، و اگر بدی کنید، به خود بدی نموده­اید.»

البقره: 264- یأَیها الذینَ آمنولا تبطلو صد قاتِکُم بالمن والاذای ط

«ای کسانیکه ایمان آورده­اید! صدقات و احسان خود را با منت و آزار باطل نسازید اگر نفقه (خیرات و صدقات) برای ریا باشد باطل و بی­ثمر خواهد بود، داستان آنکه در انفاق خود ریا میکند، داستان کسی است که تخمی را روی سنگ صاف می­کارد، آنگاه باران تِند بر آن میبارد­ که پس از شستشوی صاف و پاک باقی میماند­و هیچ حاصل از آن بدست نمی­آید.»

کاربرد قرآنی راجع به عدل:

النحل:«اِنِّ الله یأمر بالعدل والاحسان»

قرآن­کریم عدالت را میستاید: «خداوند شما را به عدل و احسان و نیکی به خویشاواندان امر میفرماید». انعام: 152 و هرگاه میان مردمان حکم میکنید به عدالت حکم کنید.»

 انّساء: 58  «دشمنی قومی شما را به بی­عدالتی وادار تان نسازد.»

المائیده:8 «و از پیامبر خود میخواهد که به مردم اعلام دارد، من مأمور شده­ام که میان شما داوری کنم.»

ارزش­های دیگر:در مجموعۀ چکیدۀ اخلاق در قرآن چنین توضیح میدارد

در قرآن علاوه بر تقوا، ارزشهای دیگری نیز مطرح است، مانند علم که میفرماید: «خداوند کسانی از شما را که ایمان دارند و آنانیکه دانش یافته اند به درجات بالا میبرد». اما باید توجه داشت که  هر علمی در اسلام مطلوب نیست، علمی مطلوب است که مصداق تقوای باشد، نه تنها به سعادت آدمی نمی­انجامد، بلکه عامل شقاوت او میگردد:«استاد محمد تقی مصباح یزدی»

الصف : 2 ای کسانیکه ایمان آورده اید! چرا چیزی می­گوئید و قول میدهید که خود به آن عمل نمی­کنید؟

المُمتَحِنه: 8 و 9 بخشودن دشمن و ستمگار

«خداوند شما را از رابطه و دوستی با کسانیکه بر اثر مخالفت در دین با شما نجنگیده­اند و شما را از وطن­تان اخراج نکرده­اند منع نمیفرماید.»

«اما خداوند شما را از دوستی با کسانیکه در راه دین با شما جنگ کرده­اند و شما را از خانه­های­تان بیرون کرده­اند و در بیرون کردن شما با یکدیگر همدستی کردند منع می­­فرماید هر کس با آن­ها دوستی کند خود در زمرۀ کافران است.»

 

 

 

گواهی اعضای بدن به روز حشر:

فصلت: 2 وقتیکه به جهنم می­رسند گوش­ها و چشم­ها و پوستهایشان درباره­ی اعمال ناروای آن­ها شهادت می­دهند.»

النور: 24 یَومَ تشهَدُ عَلَیهِمُ ألسِنَتُهم و أیدیَهِم و اَرجلُهُم بما کانُوا یَعملون ط

«در آن­روز که زبان­ها و دست­ها و پاهایشان علیه آن­ها درباره­ی اعمالیکه مرتکب شده اند گواهی میدهند.»

فصلت:21 «آن­ها به پوست­های تن خود می­گویند: چرا علیه من، شهادت دادید.» پاسخ می­دهند: «آن خداوندیکه به همه موجودات قدرت بیان بخشیده، به ما نیز قدرت سخن گفتن داده است.»

ظالم وستمگار متواتر در قرآن تقبیح گردیده است.

آل عمران :86  «و به تحقیق خداوند قوم ظالم و ستمکار را هدایت نمی­فرماید.»

آل عمران  :140 «و خداوند ظالمان را ابداً دوست نمی­دارد.»

راجع به کسانیکه به نصایح گوش فرا نمیدهند و از شنودن آن ناراحت می­شوند.

انفال :22 «بد ترین جانوران در نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمیابند.»

انعام  :115«سخنان خداوند صادقانه در اخبار و عادلانه در قضاوت انجام یافته است، فرمان خداوند تغیر ناپذیر و فیصله­اش برگشت ناپذیر است، خداوند در گفتار بنده­گان شنوا و از احوال آنان آگاه است.»

النساء: 118- 119

هنگامیکه شیطان بنابر نکردن سجده بر آدم ملعون و مردود شد گفته بود که زیادتر از بنده­گان تو را از اولادۀ آدم گمراه میکنم و با خود به دوزخ میبرم­ و میفرمایم ایشان را که گوش­های حیوانات را بشکافند و یا ببرند و تعلیم و میدهم­آنان را تا تغیر دهد صورت آفریده خدا را.

آل عمران :134  راجع به پرهیزگاران است که چه کسانی اند. پرهیزگاران کسانی­اند که درغناو تنگدستی نفقه میکنند و خشم خود فرو میبرند و سر تقصیر دیگران در میگذرند.

آل عمران: 93 لَن تَنالُوالبِر حتی تنفقوو مِماتُحِبُونَ و ماتُنفِقُومِن شئٌ «نیکی را در نخواهی یافت تا آنکه هر آنچه را دوستداری، در راه خدا نفقه کنی»

بقره:135بگو ای محمد ما مسلمانان آیین یکتا پرستی ابراهیم را پیروی میکنیم که او هرگز از مشرکان نبود.

مردمان غافل از دیدگاه قرآن:

اعراف : 179 و َلَقَد زَرأنَا لِجَهنَّمَ کثیراَ من الجن و الِانسِ لَهُم قلوبٌ لآ یفقهون بها و لهُم اَعیُنن لا یبصِرونَ بها الخ

ترجمه: «بسیاری از جن و انس دل­هایی دارند که با آن­ها حقایق را نمیفهمند، چشم دارند که به آن­ها نمیبینند و گوش­های دارند که به آن­ها نمیشنوند­، این افراد مانند چارپایان و بلکه از ایشان پایانتر و پستتراند و اینان همان غفلت زد­گان هستند.» انسانیکه همه توجه­اش به امور دنیایی است مسخ گشته، در زمرۀ چار پایان قرار میگیرد بلکه از ایشان نیز فروتر میروند­.

هوای نفس اعراف: 176وَ لَو شِئنا لَرَفعنا هُوِبهَا وَ لاکِنّ هُو اَخَلدَ الِی الاَرضِ وَ اتَّبَعَ هَواهَ

قرآنکریم پیروی از هوای نفس را از مهمترین­عوامل سقوط دانسته و در آیات فراوانی درین باره سخن گفته است از بلعم باعورا یاد میکند­ که خداوند آیات خود را با او داد اما او در اثر پیروی از هوای نفس و گرایش به دنیا گمراه گشت و تا آنجا سقوط کرد که «داستانش چون داستان سگ است که اگر بر آن حمله ور شوی زبان از کام بر آورد و اگر رهایش کنی باز هم زبان در کام بر آورد.» /

اعراف: 175- وَتل علیهم نباءَ الَذی آتیناهُ آیاتنافانسلخ الخ - ترجمه: «ای محمد برای آنان بخوان حکایت آنکس را که آیات خود را به دو تعلیم دادیم و از آن بدر شد، سپس شیطان او را به دنبال خود کشاند و از گمراهان گردید.

داستان بلعم باعورا: «حضرت موسی(ع) نامبرده را به سوی شاه مدین فرستاد تا او را به سوی دین خدا فرا خواند، ولی شاه مدین مال زیادی (طلا و زیورات) به او داد تا از دین موسی(ع) برگردد، این شخص پیشنهاد شاه را پذیرا شد و دیگران را نیز بر ضلالت کشانید.

صدقات و خیرات به مردمان مستحق باید داده شود که از آن­ها خداوند(ج) به نیکوئی در کلامش یاد نموده.

البقره :273«این صدقات و خیرات از آن بینوایانی است که خود را در طاعت حق محصور کرده است، توانائی قوت را ندارند و آنچنان در پردۀ عفافند که هرکه حال ایشان را نداند پندارند که از توانگرانند.»

الاسراء:27«اگر از خویشاوندان نادار و مستمند و راه مانده­گان به سبب عدم امکانات مالی روی گردانیدی، بدانان سخن نرم و مهربانانه بگو و وعده نیکو بده.»

الاسراء:53«و به بنده­گان من بگو که با یکدیگر به بهترین وجه سخن بگویند، که شیطان در میان آن­ها به فتنه­گری است، زیرا شیطان آدمی را دشمنی آشکار است.»

طه: 124«و کسیکه از فرمان من و احکامیکه بر پیامبرانم ارسال داشته­ام رویگرداند او را نابینای حشر می­کنیم. گوید: ای پروردگار من چرا مرا نابینا محشور کردی؟ گوید: همچنانکه تو آیات ما را فراموش کردی امروز خود فراموش­ گشتۀ.»

فاطر:5 «پس زرق و برق زنده­گی دنیا شما را نفریبد، و شیطان فریبکار با وصف اصرار بر معاصی بر عفو و بخشایش خداوند امیدوار می­سازد.»

التحریر :8 -10   «توبۀ نصوح»«ای کسانیکه ایمان آورده­اید به درگاه خداوند توبه نصوح کنید، توبه از روی اخلاص باشد، که پروردگارتان گناه­هان تان را محو کند.»

الاسراء: 72«و هرکه درین دنیا نابینا باشد، در آخرت نیز نابینا و گمراه­تر است.»

الرعد : 22 «به طلب رضامندی خداوند بر پاداشتن نماز و نفقه دادن از آنچه ما روزی دادیم ایشان را و بدی را به نیکی دفع میکنند­.»

«راجع به صدقات و خیرات»البقره : 3«از آنچه روزی داده­ایم ایشان را نفقه می­دهد.»

 البقره: 177«نیکی آن نیست که روی خود را جانب شرق و یا غرب کنید، بلکه نیکو کار آنست که صدقات و خیرات بدهد و نماز گزار باشد.»البقرة : 272 «و هر مالیکه خیرات میکنید ثوابش از آن خود شما است.»

یونس :12 وَ اِذَاِ مسَّ الاِنسانَ الضُرُدَعَانَا لِجَنبِهِ الخ

«و چون رنجی برسد به آدمی دعاء کند به جانب ما پس وقتیکه برداشتیم از وی رنج وی را چنان میگذرد که گوئی ما را برای دفع آن گزندی که به او رسیده بود هرگز نخوانده است.» (و باید ما همیشه به درگاه خداوند شکر گوییم)            

سعدی گوید:

«هر نفسیکه فرو میرود مفرح ذات و چون بر می­آید مُمد حیات است.»

آل عمران: 180  سَیُطوَّقُونَ ما بخلوابه یوم القیامه ط

«آنانیکه از اموال شان بنابر بخل و تنگ نظری نفقه نمیدهند و به روز قیامت چون طوقی به گردنشان خواهند آویخت.»

قرآن خورشید دانش­ها:

موضوع علوم روانشناسی را قرآن در سوره بقره آیه 210 مورد بحث قرار داده است «جنگ بر علیه دشمنان دین بر شما واجب است و لو اگر خوش آیند نمیباشد.»

 انساء: 58 اَن تُوءَ دلاماناتالا اَهلِها الخ«خداوند به شما فرمان میدهد که امانت­ها را به صاحبان شان باز گردانید، و جز آنکسی در میان مردم به داوری نشینیدبه عدل داوری کنید.»

انساء :118 « خدایش لعنت کرد و شیطان گفت: گروه مُعین از بنده­گانت را به فرمان خویش میگیرم.»

دانستنی­های از قرآن:

خبرکش و یا نمام در قرآن فاسق خوانده شده است. کس نیارد قول دشمن به دوست جز آن­نکس که در دشمنی یاور اوست.

  الحجرات: 6«اگر فاسقی برای شما خبری می­آورد تحقیق کنید مبادا از روی نادانی بر مردم آسیب رسانید و بعداً پشیمان شوید.»

تعصُب­های نژادی خلاف ارشادات خداوندی است.

الرعد: 13«شما را جماعت­ها و قبیله­ها کردیم تا یک­دیگر را بشناسید و بهترین شما پرهیزگارترین شما اند.»

النحل: 43«فسئل أهل الذکران کُنتُم لا تعلمون-  «پس سوال کنید اگر کدام مسئلۀ شرعی را نمیدانید از اهل کتاب»

النبیا: 7 «فسئل و أهل الذکران کُنتُم لا تعلمون«اگر کدام مسئلۀ دینی را نمیدانستید آن را از اهل علم و دانش بپرسید.»

الحشر: 16  شیطان گفت: «آدمی را کافر شو پس چون کافر شد،» گفت: «هر آیینه من بیزارم از تو»

الشورای : 49 و 50 «یُخلُقُو مَا یَشَآءُ یَهَبُ لِمَن یشیاء الخ­»«هرچه بخواهد می­آفریند به هرکه بخواهد دختر می­بخشد و به هرکه بخواهد پسر می­بخشد، و یا هم پسر دهد و هم دختر، و هرکسی را که بخواهد عقیم و نازاء می­گرداند.»

صُحبت نمودن حین تلاوت قرآن بیحرمتی است:

سورة الاعراف: 204- وَ اِذا قُرِئَ القرآنُ فاسِتَمعُ لَهُ الخ

«و چون قرآن خوانده شود بر آن گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خداوند شوید.»

این مقوله بدترین پندارو مخالف ارشاد خداوندی میباشد، و باور به آن انسان را غرق گناه میسازد.

 انعام: «در داوری و گواهیتان عدالترا رعایت کنید اگرچه که علیه او گواهی میدهید از خویشاوندان و نزدیکان شما باشد.»

الانعام: 141- وَ لاَ تُسرِفُ اِنَّهُ لایُحِبُ المسرفین ط «اسراف نکنید، خداوند اسراف کننده­گان را دوست ندارد.

نوت: «تقوای 220 بار در قرآن ذکر شده است.» 

دعای حضرت یوسف (ع) بدرگاه خداوند از نفس سرکش.

 یوسف: 53- وَ مَا اُیّرئُ نفسِی اِنَّ النفسَ لاَمَّارَه ط

«و به پاکی صفت نمیکنم نفس خود را به تحقیق نفس بسیار فرماینده است به کارهای نا صواب و بدی مگر که مهربانی کند پروردگار من.»

 

 

 

نمازجنازه: فرض کفائی است:

نیت: نیت کردم که بخوانم چهار تکبیر نماز جنازه که بر من فرض کفائی است ثنا خدای را درود مر مصطفی(ص) را که آمورزش میخواهم برای میت حاضر رو آوردم به قبله اقتداء کردم به امام حاضر «الله اکبر»

در تکبیر اول دست­ها را تا به گوش­ها رسانیده مانند نماز دست­ها را بسته می­نماید.

و بعد از آن سبحانک الّهم و بحمدِکَ را تا آخر می­خواند تکبیر دوم را میگوید دست­ها همان قسم بسته میماند، و بالا نمیشود.

درود الَّهم صلی علی محمد و آلِ محمدو الَّهمَ بارک ... تا آخر میخواند. و اگر این قسم درود را هم بخواند صحیح است: الهم صلی علی محمد و علی آل محمد کماصلیتَ و سَلمتَ و بارکت و تَرحمتَ علی ابراهیم و علی آلِ ابراهیم اِنَکَ حَمیدٌ مجیدٌ ط

تکبیر سوم را میگوید همان قسم دست­ها بسته میماند و دعاء مخصوص جنازه را میخواند الهم اغفر لحینا و میتنا و شاهدنا و غائیبنا و صغیرنا و کبیرنا و ذکرنا و انثانا الهم من احییتهُ منا فاحیه علی الاسلام و من توفیتهُ من و توفهُ علی الایمان ط اگر کسی این دعا را نمی­داند فقط بگوید الهم اَغفِرۀُ سه مرتبه تکرار کند و اگر به زبان خود هم بگوید خداوند این میت را بیامرز هم صحیح است.

تکبیر چهارم را گفته و به طرف راست و چپ اسلام علیکم و رحمته الله میگوید.

 االاعراف : « 55»«اُدعُوا ربکم تضرعاً و خفیتهً»

ترجمه: «پروردگار تان را فروتنانه و خاشعانه در پنهان فرا خوانید.»

«خداوند کسانی را که در دعاء با بلند کردن آواز و پاره کردن حنجره از حد تجاوز میکند دوست ندارد.»در حدیثی راجع به بلند نداشتن صدا در موقع دعاء آمده است.»

«شما لال و غایب را فرا نمیخوانید.»

الاعراف :89 «ربنا افتح بیننا و بین قومنا با الحق و انت خیر الفاتحین ط»

ترجمه: «پروردگارا میان ما و آنان با حکم عادلانه­ات داوری کن و تو بهترین داوران هستی.»